مرتضى مطهرى

35

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گرديده است . بر طبق اين تعريف ، مردم حق دارند تنها در آيات محكمه و صريح تدبر كنند ولى آيات متشابه اساساً قابل شناخت نيستند و نمىتوان در مورد آنها انديشه كرد . قهراً اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه اصلًا فلسفهء آيات متشابه چيست ؟ چرا قرآن آياتى را كه قابل شناخت نيست عرضه كرده است ؟ پاسخ مطلب به اجمال اين است كه نه معناى محكم ، صريح و ساده است و نه معناى متشابه ، لغز وار و رمزگونه . معما و رمز لفظى است با معناى مبهم و مجمل كه با كلماتى بيان مىگردد كه به طور مستقيم افادهء معنى نمىكند . مثلًا هنگامى كه سلطان محمود در ازاى زحمت طاقت‌فرساى فردوسى صلهء ناچيزى براى او در نظر گرفت ، فردوسى صله را نپذيرفت و در عوض در اشعار خود به هجو سلطان محمود پرداخت و او را به بخل و امساك متهم كرد . برخى از اين هجويّات صريح بودند و برخى لغز وار . از جمله فردوسى در جايى گفته : اگر مادر شاه بانو بدى * مرا سيم و زر تا به زانو بدى در جاى ديگر : كف شاه محمود كشورگشاى * نُه اندر نُه آمد سه اندر چهار يعنى چه ؟ در اينجا فردوسى از يك بيان معماوار استفاده كرده كه براى درك منظور او بايد معما را حل كرد . مقصود اين است كه : 81 / 9 * 9 و 12 / 4 * 3 كه مجموعاً مىشود 93 . فردوسى مىگويد كف سلطان محمود مثل 93 است يعنى مشت او آنچنان محكم بسته شده كه تنها انگشت شست باز است و اين انگشت همراه با انگشت سبّابه شكل 9 به خود مىگيرد و همراه سه انگشت ديگر 93 را تشكيل مىدهد . با اين بيان ، فردوسى خواسته شدت خسّت سلطان محمود را نشان دهد . حالا آيا در قرآن هم آياتى لغز وار وجود دارد ؟ اين با نصّ قرآن كه مىگويد قرآن كتابى روشنگر و قابل فهم براى همه و آياتش همه نور و هدايت است ، منافات دارد . سرّ مطلب اين است كه برخى مسائل مطروحه در قرآن بخصوص آنجا كه سخن از امور غيب و ماوراءالطبيعه است ، اساساً با الفاظ قابل بيان نيستند و به قول شيخ شبسترى : معانى هرگز اندر حرف نايد * كه بحر بيكران در ظرف نايد اما از آنجا كه زبان بيان قرآن همين زبان بشرى است ، ناگزير آن موضوعات لطيف و معنوى با عباراتى بيان شده‌اند كه بشر براى موضوعات مادى به كار مىبرد . لكن